+ نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم آذر 1387ساعت 13:38  توسط skala
بگردید ، بگردید ، درین خانه بگردید
دراین خانه غریبند ، غریبانه بگردید
یکی مرغ چمن بود که جفت دل من بود
جهان لانه ی او نیست پی لانه بگردید
یکی ساقی مست است پس پرده نشسته ست
قدح پیش فرستاد که مستانه بگردید
یکی لذت مستی ست ، نهان زیر لب کیست ؟
ازین دست بدان دست چو پیمانه بگردید
یکی مرغ غریب است که باغ دل من خورد
به دامش نتوان یافت ، پی دانه بگردید
نسیم نفس دوست به من خورد و چه خوشبوست
همین جاست ، همین جاست ، همه خانه بگردید
نوایی نشنیده ست که از خویش رمیده ست
به غوغاش مخوانید ، خموشانه بگردید
سرشکی که بر آن خاک فشاندیم بن تاک
در این جوش خروش است ، به خمخانه بگردید
چه شیرین و چه خوشبوست ، کجا خوابگه اوست ؟
پی آن گل پر نوش چو پروانه بگردید
بر آن عقل بخندید که عشقش نپسندید
در این حلقه ی زنجیر چو دیوانه بگردید
درین کنج غم آباد نشانش نتوان دید
اگر طالب گنجید به ویرانه بگردید
کلید در امید اگر هست شمایید
درین قفل کهن سنگ چو دندانه بگردید
رخ از سایه نهفته ست ، به افسون که خفته ست ؟
به خوابش نتوان دید ، به افسانه بگردید
تن او به تنم خورد ، مرا برد ، مرا برد
گرم باز نیاورد ، به شکرانه بگردید
هوشنگ ابتهاج
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم آبان 1387ساعت 7:38  توسط skala
|
چيزي به من بگو ،
دستي به من بده ،
راهي به من ببخش
و آفتاب کن
که مي خواهم
در چشم هاي تو
شب را زبون تر از هميشه ببينم !
و
طوفان شوم به سبزه
و بگذارم در باغ
هر چيز ديگر است
دريا نشين شود
و دريا
در چشم هاي تو
باغي چنين شود
چيزي به من بگو
دستي به من بده
راهي به من ببخش ...

+ نوشته شده در سه شنبه نهم مهر 1387ساعت 12:31  توسط skala
|
...
Uzaktayým
Beni çaðýrýyorsun
Yanýndayým
Beni çaðýrýyorsun
Ýçindeyim
Beni çaðýrýyorsun
Ýçimdesin
Avaz avaz baðýrýyorsun
Umit Yasar Oguzcan
ترجمه شعر :
دورها هستم
مرا میخوانی
کنارت هستم
مرا میخوانی
درونت هستم
مرا میخوانی
درونم هستی
مرا فریاد میکنی ...
اميد ياشار
+ نوشته شده در جمعه پنجم مهر 1387ساعت 19:39  توسط skala
|